ابراهیم معظمی گودرزی

سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۴۰۵ با سرشماری سال ۱۳۶۵ یک وجه شباهت دارد و یک وجه افتراق: هر دو در زمان و شرایط جنگ قرار گرفتند.(اگر شرایط فعلی جنگ ادامه یابد) البته تفاوت در این است که  اجرای سال ۱۳۶۵ میدانی و مراجعه آمارگیر به درب منازل بود ولی بر اساس اظهارات مسئولان مرکز آمار ایران روش سال ۱۴۰۵ متفاوت خواهد بود. تفاوت در روش اجرای سرشماری۱۴۰۵ این سوال را به ذهن متبادر می‌سازد که آیا سرشماری ۱۴۰۵ نقطه عطفی در نوسازی نظام آماری کشور خواهد بود یا نقطه گسست در زنجیره هفتاد ساله تولید آمارهای جمعیتی و اقتصادی و اجتماعی ایران؟
آمار همیشه برای من جذابیت‌های خاص خود را داشته اما سال ۱۴۰۵ نقطه تحولی فراگیر و استثنایی در نظام آماری کشور است. 
در حالی که کمتر از ۳ ماه تا موعد اعلام‌شده برای اجرای سرشماری عمومی نفوس و مسکن ۱۴۰۵ باقی مانده است، اظهارات مسئولان آماری کشور درباره «اجرای محدود عملیات میدانی و هدفمند» و اتکای گسترده به «ثبت‌های اداری» باعث حساسیت و پرسش برخی نخبگان و کارشناسان شده است.
آنچه امروز محل بحث است، صرفاً تغییر یک روش اجرایی نیست؛ بلکه سرنوشت یکی از مهم‌ترین سرمایه‌های علمی و اطلاعاتی ایران یعنی «سری‌های زمانی آمارهای جمعیتی کشور» است؛(با اغماض آمارهای جمعیتی می‌گویم چون داده‌های اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی هم دارد) سرمایه‌ای که طی هفت دهه گذشته و از نخستین سرشماری عمومی سال ۱۳۳۵ تاکنون شکل گرفته و امکان مطالعه روندهای بلندمدت جمعیت ایران را فراهم کرده است و زنجیره تاریخچه نسلی جمعیت ایران را که یکی از مهمترین تولیدات 
سرشماری هاست در دسترس قرارداده است. زنجیره‌ای که هفتاد سال طول کشیده تا کامل شود. سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن ایران در سال‌های ۱۳۳۵، ۱۳۴۵، ۱۳۵۵، ۱۳۶۵، ۱۳۷۵، ۱۳۸۵، ۱۳۹۰ و ۱۳۹۵، اگرچه از نظر فناوری و شیوه اجرا تفاوت‌هایی داشته‌اند، اما همگی بر پایه یک اصل مشترک استوار بوده‌اند و آن‌هم شمارش مستقیم جمعیت و خانوارها بوده است.
همین تداوم روش‌شناختی باعث شده است که پژوهشگران بتوانند روندهای جمعیتی کشور را با اطمینان تحلیل کنند؛ از جمله تغییرات باروری و مرگ‌ومیر گرفته تا مهاجرت، شهرنشینی، سالمندی جمعیت، ساختار خانوار و تحولات سکونتی. هفتاد سال است که آمار و اطلاعات( از جمله سرشماری‌های عمومی نفوس و مسکن) ستون فقرات نظام آماری ایران را به قول رهبر شهید تشکیل می‌دهند. از نخستین سرشماری سراسری کشور در سال ۱۳۳۵ تاکنون، نسل‌های مختلف برنامه‌ریزان، پژوهشگران، مدیران و سیاست‌گذاران با اتکا به داده‌های حاصل از این سرشماری‌ها روندهای جمعیتی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی ایران را مطالعه و تحلیل کرده‌اند.اکنون در آستانه سرشماری ۱۴۰۵، پرسشی جدی در برابر جامعه علمی کشور قرار گرفته است: آیا زنجیره تاریخی سرشماری‌های ایران در حال گسستن است؟ امروز بخش مهمی از شناخت ما از تحولات جمعیتی ایران حاصل همین پیوستگی آماری است.
ضمن استقبال از نوآوری در روش اجرای سرشماری و تاکید بر استفاده از ظرفیت 
داده های ثبتی ، همواره  و در تمامی 
سرشماری ها برخی اقلام آماری   که داده های ثبتی متقن،دقیق و بروز داشته اند مورد استناد برنامه ریزان قرار می گرفتند. در شرایط فعلی نظام آمارهای ثبتی کشور در حوزه جمعیت فاقد جامعیت پوشش و از نظر برخورداری از 
شاخص های کیفیت داده (از جمله دقت، صحت و بروزرسانی و...) نیازمند بررسی جدی تر ( فراتر از زمان پیشنهادی تا پایان شهریورماه)است. این در حالی است که رئیس   مرکز آمار ایران اخیراً اعلام کرده است که «عملیات میدانی سرشماری عمومی نفوس و مسکن به صورت محدود، با هدف صحت‌سنجی ثبت‌های اداری دستگاه‌ها و برآورد برخی ویژگی‌های افراد، از اول آبان به مدت ۳۰ روز اجرا خواهد شد.» همچنین اظهارات اخیر مسئولان آماری کشور حاکی از آن است که سرشماری پیش رو قرار نیست به شیوه شناخته‌شده گذشته اجرا شود.
 بر اساس اعلام رسمی، عملیات میدانی محدود خواهد بود و نقش اصلی را ثبت‌های اداری دستگاه‌های مختلف بر عهده خواهند داشت.
 به بیان دیگر، کشور در حال حرکت به سمت سرشماری ثبتی‌مبنا است؛ روشی که در بسیاری از کشورهای توسعه‌یافته به کار گرفته می‌شود و در صورت فراهم بودن زیرساخت‌های لازم، می‌تواند مزایای قابل توجهی داشته باشد.اما مسئله اصلی، اصل تغییر روش نیست؛ بلکه زمان، نحوه و میزان آمادگی کشور برای این تغییر است.
در کشورهای موفق در اجرای سرشماری ثبتی‌مبنا، ده‌ها سال صرف ایجاد پایگاه‌های اطلاعاتی دقیق، یکپارچه و به‌روز شده است. هر تغییر محل سکونت، هر تولد، هر فوت و هر جابه‌جایی جمعیتی تقریباً به صورت لحظه‌ای در سامانه‌های ملی ثبت می‌شود. در چنین شرایطی، حذف سرشماری سنتی به معنای کاهش کیفیت آمار نیست،بلکه نگرانی از گسست آماری است.
 چرا نگرانی از «گسست آماری» جدی است؟
در ادبیات علمی آمار و جمعیت‌شناسی، زمانی که داده‌های یک دوره با روش متفاوتی نسبت به دوره‌های قبل تولید شوند، پدیده‌ای به نام گسست در سری زمانی 
(Time Series Break) رخ می‌دهد.در چنین شرایطی دیگر نمی‌توان با اطمینان گفت تفاوت مشاهده‌شده میان دو دوره ناشی از تغییرات واقعی جامعه است یا ناشی از تفاوت در شیوه اندازه‌گیری. اگر سرشماری ۱۴۰۵ عمدتاً بر پایه ثبت‌های اداری انجام شود و عملیات میدانی به سطح محدودی کاهش یابد، این پرسش جدی مطرح خواهد شد که:
* تغییرات جمعیت شهرها واقعی است یا حاصل تفاوت در روش ثبت اطلاعات؟
* کاهش یا افزایش مهاجرت ناشی از تحولات اجتماعی است یا ناشی از محدودیت پایگاه‌های اطلاعاتی؟
* تغییر در اندازه خانوار واقعی است یا محصول تفاوت در شیوه گردآوری داده‌ها؟
آیا زیرساخت‌های کشور آماده‌اند؟ 
هیچ‌کس با نوسازی نظام آماری مخالفتی ندارد.امروزه کشورهای پیشرفته‌ای مانند، سوئد، دانمارک،نروژ و فنلاند سال‌هاست که سرشماری سنتی را کنار گذاشته‌اند و از سرشماری ثبتی‌مبنا استفاده می‌کنند. اما پرسش اینجاست که آیا ایران نیز به همان سطح از یکپارچگی اطلاعات رسیده است؟
هنوز مشخص نیست:
* مهاجرت‌های داخلی تا چه حد در سامانه‌های ثبتی منعکس می‌شود؟
* جمعیت‌های شناور چگونه شناسایی خواهند شد؟
* وضعیت سکونتگاه‌های غیررسمی چگونه ثبت می‌شود؟
* دانشجویان، کارگران فصلی و مهاجران شغلی در کدام محل سرشماری خواهند شد؟
* کیفیت و پوشش پایگاه‌های اطلاعاتی دستگاه‌های مختلف تا چه اندازه قابل اتکاست؟
* جمعیت ساکن در خانوار های موسسه ای در کدام محل سرشماری خواهند شد؟
* جمعیت  خانوار های غیر ساکن چگونه سرشماری خواهد شد؟
* سرشماری از جمعیت خارجیان مقیم کشور چگونه انجام خواهد شد؟
* سرشماری جمعیت ایرانی که برای کار یا تحصیل به خارج از کشور رفته چگونه خواهد بود؟
* روش سرشماری با کدام شیوه خواهد بود  ؟
* زمان سرشماری و زمان پرسش و شب سرشماری چگونه تعریف خواهد شد؟
 
ابهام در اظهارات رسمی
بطور قطع افزایش سرمایه اجتماعی مرکزآمار ایران به دلیل صداقت ماموران آمارگیر و اعتماد متقابل پاسخگویان در طرح‌های آمارگیری و سرشماری‌ها بدست آمده است و این اعتماد و سرمایه اجتماعی در تغییر روش اجرا نیز باید مورد توجه قرار گیرد. فراموش نکنیم این سرشماری اولین سرشماری نفوس و مسکن گام دوم انقلاب اسلامی و بنیاد داده‌های تحولی و تمدنی است. آنچه نگرانی و دغدغه کارشناسی را رفع می‌کند، ارایه توضیحات و اطلاعات فنی و شفاف درباره نحوه اجرای سرشماری ۱۴۰۵ است که سلامت و صحت تولید سری زمانی داده‌ها را در حد سرشماری‌های قبل تضمین کند و سوالات زیر را پاسخ دهد: 
* حجم واقعی عملیات میدانی چقدر خواهد بود؟
* چه تعداد خانوار مورد مراجعه قرار خواهند گرفت؟
* کوچکترین واحد آماری(خانوار) با چه معیار و ملاکی ساخته خواهد شد؟
* روش کنترل کیفیت داده‌های ثبتی چیست؟
* میزان خطای احتمالی چگونه محاسبه خواهد شد؟
* مهم‌تر از همه، چگونه قابلیت مقایسه نتایج ۱۴۰۵ با سرشماری‌های گذشته حفظ خواهد شد؟
شایان ذکر است در بسیاری از کشورها هنگام گذار به سرشماری ثبتی‌مبنا، چندین دوره سرشماری موازی و مطالعات تطبیقی اجرا شده تا از گسست آماری جلوگیری شود.

سرشماری؛ فراتر از تولید یک عدد جمعیت
برخی تصور می‌کنند سرشماری صرفاً برای اعلام جمعیت کشور انجام می‌شود؛ در حالی که مهم‌ترین کارکرد آن تولید داده‌های پایه برای برنامه‌ریزی ملی است. بودجه‌ریزی، آموزش، سلامت، اشتغال، معلولیت و ناتوانی، مسکن، بازنشستگی، آمایش سرزمین و سیاست‌های جمعیتی همگی به کیفیت داده‌های سرشماری وابسته‌اند. به همین دلیل، هرگونه ضعف در نظام سرشماری می‌تواند سال‌ها بر تصمیم‌گیری‌های کشور اثر
 بگذارد.
مطالبه‌ای برای شفافیت
امروز دغدغه‌های کارشناسی همانند دغدغه مسئولان آماری کشور بیش از هر چیز رعایت اصول آماری از جمله پاسخگویی وشفافیت آماری در فرایند اجرا و کیفیت داده هاست.کسی نمی‌گوید سرشماری ثبتی‌مبنا نباید اجرا شود؛ بلکه سوالات جدی این است که:
* آیا زیرساخت‌های آن فراهم شده است؟
* آیا کیفیت داده‌ها تضمین شده است؟
* آیا امکان مقایسه با سرشماری‌های گذشته حفظ خواهد شد؟
* و آیا کشور در آستانه یک تحول آماری قرار دارد یا یک گسست آماری؟
بدون شک، سرشماری ۱۴۰۵ می‌تواند آغاز عصر جدیدی در نظام آماری ایران باشد؛ اما اگر بدون آمادگی کافی و بدون تبیین روشن ابعاد فنی آن اجرا شود، ممکن است به نقطه‌ای تبدیل شود که زنجیره هفتاد ساله آمارهای جمعیتی کشور در آن دچار گسست شود . در چنین شرایطی، مطالبه شفافیت نه یک خواسته صنفی، بلکه ضرورتی ملی برای حفاظت از حافظه آماری ایران است.

آیا در کشور ما نیز چنین شرایطی فراهم شده است؟
هنوز پاسخ روشنی به این پرسش ارائه نشده است. هنوز مشخص نیست ثبت‌های اداری کشور تا چه میزان قادرند جمعیت واقعی ساکن در شهرها و روستاها را شناسایی کنند. هنوز معلوم نیست وضعیت مهاجرت‌های داخلی، سکونتگاه‌های غیررسمی، جمعیت‌های فصلی، دانشجویان، کارگران مهاجر و جمعیت‌های شناور چگونه در این نظام آماری منعکس خواهد شد. از همه مهم‌تر، بیان این توضیح ضروری است که چگونه می‌توان پیوستگی یکی از ارزشمندترین دارایی‌های آماری کشور، یعنی سری زمانی سرشماری‌های جمعیتی ایران را حفظ کرد.
بزرگ‌ترین سرمایه سرشماری‌های ایران صرفاً عدد جمعیت کشور نیست؛ بلکه قابلیت مقایسه روندها در طول زمان است. 
وقتی پژوهشگری نرخ شهرنشینی ایران را از سال  ۱۳۳۵ تا ۱۳۹۵ بررسی می‌کند، یا وقتی برنامه‌ریزی روند سالمندی جمعیت، تغییر ساختار خانوار، تحولات مهاجرتی و اشتغال را تحلیل می‌کند، در واقع از یک زنجیره پیوسته و نسبتاً همگن داده‌های آماری استفاده می‌کند.
اگر در سال ۱۴۰۵ روش تولید آمار به صورت بنیادی تغییر کند، بدون آنکه ساز وکارهای لازم برای همسان‌سازی و تطبیق نتایج پیش‌بینی شده باشد، بخشی از تغییرات مشاهده‌شده دیگر ناشی از تحولات واقعی جامعه نخواهد بود، بلکه حاصل تفاوت در روش اندازه‌گیری خواهد شد. در چنین وضعیتی، پژوهشگران با پدیده‌ای مواجه می‌شوند که در ادبیات آماری از آن به عنوان «گسست سری زمانی» یاد می‌شود.

شما چه نظری دارید؟

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
0 / 400
captcha

پربازدیدترین

پربحث‌ترین

آخرین مطالب

بازرگانی